حضرت نور
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو





  مباهله نجران   ...

پیامبر اسلام در ادامه نامه نگاری‌های خود به کشورها و قبایل همسایه نامه ای به مسیحیان نجران فرستاد. نامه محمد به اسقف نجران چنین بود: 

«به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می‌کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می‌خوانم. شما را دعوت می‌کنم که از ولایت بندگان خدا بیرون شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی جزیه (مالیاتی که از اهل کتاب گرفته میشود) بدهید وگرنه به شما اعلام خطر می‌شود»

بزرگان مسیحی نجران بعد از دریافت نامه به مشورت باهم پرداختند و چون به نتیجه نرسیدند تصمیم گرفتند با محمد دیدار کنند. بحث بین مسیحیان و پیامبرویرایش مسیحیان دربارهٔ عیسی که اساسی‌ترین مسئله شان بود با محمد بحث کردند. مسیحیان نجران می‌گفتند: عیسی خداست و گروهی او را پسر خدا می‌دانستند و دسته سوم، قائل به تثلیث «یعنی به سه خدا قائل بودند؛ پدر، پسر، روح القدس» ابن هشام در تفسیر خود می‌نویسد مسیحیان به پیامبر گفتند اگر عیسی پسر خدا نیست پس پدرش کیست؟. .. آیات قرآنی نازل شد و خلقت او را همانند خلقت آدم ابوالبشر معرفی کرد. مجادله و بحث بین مسیحیان نجران و پیامبر اسلام ادامه یافت.  پیامبر اسلام ادله و براهینی برای پاسخ به مسیحیان آورد و اما آنان هم چنان بر عقاید خویش اصرار می‌ورزیدند. در منابع شیعه آمده‌است در این هنگام آیه ۶۱ سوره آل عمران نازل شد و مسیحیان نجران به مباهله دعوت شدند. زمان و مکان مباهله مباهله، در ماه ذی الحجّه و محل آن در روزگار پیامبر اسلام در بیرون شهر مدینه بوده که اکنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدی به نام «مسجد الإجابة» ساخته شده‌است.  فاصلهٔ این مسجد تا «مسجد النّبی» تقریباً دو کیلومتر است. مهلت خواستن مسیحیان از پیامبر اسلام هنگامی که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از پیامبر شنیدند مهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند. وقتی به بزرگان خود مراجعه کردند، اسقف آنان گفت: فردا بنگرید اگر محمد با اهل و فرزند خود آمد، از مباهله بپرهیزید و اگر با اصحاب خویش آمد، پس مباهله کنید که کاری از او ساخته نیست. همراهان پیامبر در مباهله  براساس توافق پیشین، محمد و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. نمایندگان نجران دیدند که محمد نوه‌اش حسین را در آغوش دارد، دست حسن را در دست گرفته و علی و فاطمه همراه اویند و به آن‌ها سفارش می‌کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را دیدند در میان خودشان هم‌اندیشی کرده از این که پیامبر، عزیزترین و نزدیک‌ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ وگرنه عزیزان خود را در برابر خطر آسمانی قرار نمی‌داد؛ بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند و قبول کردند که جزیه بپردازند. لویی ماسینیون به این نکته اشاره کرده‌است که اختلاف بسیاری میان شیعه و سنی در مورد ارتباط آیه قرآنی در مورد مباهله و تفسیر آن وجود دارد. بر اساس گفتار وی، یکی از این اختلافات راجع به حضور پنج تن آل عبا در این واقعه است.

 وی به عقیده شیعیان اشاره می‌کند که معتقدند فاطمه هنگامی که محمد عبا یا کسای سیاه خود را انداخت در پشت سر وی قرار داشت. برخی از فرق نیز معتقدند که مقصود پیامبر از اهل بیتش، امری کاملاً تصویر گونه بوده‌است چنان‌که تصویر فاطمه را به عنوان یک ماده نورانی تفسیر کرده‌اند. نصیریه بر این باورند که مسیحیان نجران به این اعتراف کرده‌اند که فاطمه همچون مریم جایگاهی رفیع دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1401-05-02] [ 05:17:00 ب.ظ ]





  غدیر ولایت   ...

عمامه امامت حضرت علی (علیه السلام)

 


عمامه امامت حضرت علی (علیه السلام)، پیامبر (صلی الله علیه و اله ) در این مراسم عمامه خود را که سحاب نام داشت، به عنوان تاج افتخار امامت بر سر امیرالمومنین (علیه السلام) قرار دادند و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویزان نمودند.
خود امیرالمومنین در این باره چنین فرموده اند:
پیامبر در روز غدیرخم عمامه ای بر سرم بستند و یک طرفش را بر دوشم آویختند و فرمودند:
خداوند در روز بدر و حنین، مرا بوسیله ملائکه ای که چنین عمامه ای به سر داشتند یاری نمود.


ادامه »

صفحات: 1 · 2

موضوعات: بدون موضوع, غدیر ولايت  لینک ثابت



[چهارشنبه 1401-04-29] [ 02:57:00 ق.ظ ]





  کاروان عشق...   ...

برگرد…جان زینب جان اصغر 

برگرد…کجا می‌روی قرآن زهرا؟

کجا می روی غريب حوراء…

ای کاروان آهسته ران 

قرآن ناطق میرود

آن یار که باخود برده سر روی نی برمیگردد …

ای اهل عالم..

این حسین است که قصد سفر کرده گویا بارفتنش قیامت به پاکرده…

قدم قدم می‌رود جلو

قدم قدم ز دخترش می‌شود جدا…

آنطرف پشت حرم دخترکی زار افتاد

 بابامن راببر خادم شما

گرلایق خادمی نیستم

اصغر روبزار یادگار شما…

دل زینب شد کباب با دیدن ناله ی رباب 

مهتاب قبیله آمد زیرپای زینبش

شب بیست و یکم که یادت هست عزیز

پدرم بوسه‌ها بدستم داد

گفت: زینب امانت است عباس..

دست‌های تورا به دستم داد

وقت آن شده فدا بشن این دست ها برای تو…

زینب یک نگاهی می‌کند عباس…

 ای امید حرم آل علی باتو نورحق شدمنجلی

همه اهل حرم ازبودنت دلگرمند

عبّاس من!

میبینی امّا مانندخواهر نمیبینی…

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 12:48:00 ق.ظ ]





  عرفه...   ...

عرفه آمد وآقا نیامد چرا؟! سیف الله نمی آیدچرا؟! عارفان شایدبدانند که کجاست درمنا یا نجف یا کربلا؟ عرفه یعنی معرفت یار به دلدار عرفه یعنی برود اسمت تولیست زائرا عرفه یعنی راز ونیاز متوسل به دوازده تا گل یاس عرفه سلام به تواز دور ای امام

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[شنبه 1401-04-18] [ 01:40:00 ق.ظ ]





  کاروان عشق..‌‌.   ...

برگرد…جان زینب جان اصغر  برگرد…کجا می‌روی قرآن زهرا؟ کجا می روی غريب حوراء… ای کاروان آهسته ران  قرآن ناطق میرود آن یار که باخود برده سر روی نی برمیگردد … ای اهل عالم.. این حسین است که قصد سفر کرده گویا بارفتنش قیامت به پاکرده… قدم قدم می‌رود جلو قدم قدم ز دخترش می‌شود جدا… آنطرف پشت حرم دخترکی زار افتاد  بابامن راببر خادم شما گرلایق خادمی نیستم اصغر روبزار یادگار شما… دل زینب شد کباب با دیدن ناله ی رباب  مهتاب قبیله آمد زیرپای زینبش شب بیست و یکم که یادت هست عزیز پدرم بوسه‌ها بدستم داد گفت: زینب امانت است عباس.. دست‌های تورا به دستم داد وقت آن شده فدا بشن این دست ها برای تو… زینب یک نگاهی می‌کند عباس…  ای امید حرم آل علی باتو نورحق شدمنجلی همه اهل حرم ازبودنت دلگرمند عبّاس من! میبینی امّا مانندخواهر نمیبینی… 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 01:39:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما